«قمارباز» اسیر تک منظورگی به قیمت از دست دادن جان قصه
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، «قمارباز» از همان اول وانمود میکند قرار است یک معمای امنیتی ببینیم؛ اما خیلی زود معلوم میشود بیشتر با ژستِ تعلیق طرفیم تا خودِ تعلیق.
فیلم تلاش میکند بازیِ موشوگربهی بازجو و مظنون را جدی بگیرد، ولی مدام یادش میرود که هیجان با توضیح و شعار زنده نمیماند.
ماجرای هک بانکی، بهجای اینکه موتور داستان باشد، تبدیل به بهانهای برای کش دادن زمان میشود.
انگار مهندسی داده فقط بلد است قصه را نگه دارد، نه جلو ببرد. لوکیشنهای محدود و میزانسنهای بسته هم قرار بود تنش بسازند، اما بیشتر حس کمبود امکانات میدهند تا انتخاب آگاهانه.
سریال برای نجات خودش چند شخصیت مکمل مرموز را وسط میاندازد. نه آنقدر عمیق که مسئله را حل کنند، نه آنقدر جذاب که درد را دوا کنند.
ضرباهنگ هم هرچه جلوتر میرود، محافظهکارتر میشود. ترس از ریسک، جای جسارت را میگیرد و «تعلیق قطرهچکانی» میشود تنها استراتژی بقا!
تغییر مظنون از مرد به زن هم بیش از آنکه جسورانه باشد، یادآور این فرض قدیمی است که با جابهجایی چهره، مسئله حل میشود.
قمارباز میخواهد هشدار بدهد درباره خطر تکیه بر افراد تکمنظور در موقعیتهای حساس! اما خودش اسیر همان تکمنظورگی میشود: حفظ ظاهر تعلیق، حتی به قیمت از دست دادن جان قصه.